لاتيني. او را بنا بر فرض اول، در اين جا ذكر كردهام اين فرض مقبول است، چون در آن زمان، هنوز مردم يوناني زبان در كالابريا بودند، نام لاتيني بونيفاس دليل چيزي نيست، چون ميتوان انتظار داشت كه در چنان منطقهاي نامهاي يوناني و لاتيني مخلوط شده باشد. شخصاً مايلم قبول كنم كه بونيفاس به لاتيني مينوشته، ولي پژوهشهاي بعدي است كه ميتواند معلوم كند اين فرض درست است يا نه.
نيكولاس مورِپسوس جامع مفردات مفصلي تأليف كرد كه تهذيب قرابادين سالرنو بود، شامل 2656 نسخه. ترجمهٴ خلاصهاي از آن به لاتيني به صورت دارونامهٴ استاندارد تا اواسط سدهٴ شانزدهم، در پاريس مورد استفاده قرار گرفت. مورِپسوس در دربار نيقيه برآمد؛ ولي تا 1277، زنده بود و قرابادين خود را در اواخر عمرش تأليف كرد.
ديمتريوس پپاگومنس، كه به رسالههايش دربارهٴ قوشها و سگان قبلاً اشاره شد، پزشك ميخائيل پالئولوگوس بود. او كتاب خوبي نوشت دربارهٴ نقرس، و ماهيت اصلي آن را تشخيص داد. رسالههاي او دربارهٴ قوشها وسگان، از بيماريهاي اين حيوانات هم بحث ميكند. در اين جا بايد يك بار براي هميشه، خاطرنشان كرد كه رسالههاي بازداري و شكار حاوي مقدار زيادي معلومات دامپزشكي هم هستند. بازهاي تربيتشده، جانوران بسيار گرانبهايي بودند كه در معرض حوادث و بيماريهاي مختلف قرار ميگرفتند و صاحبانشان مايل به معالجهٴ آنها بودند.
مثلاً رسالهٴ ديمتريوس حاوي ملاحظات جالبي در زمينهٴ كرمشناسي است.
رسالهاي در زمينهٴ تشخيص بول به ماكسيموس پلانودس منسوب است.
ب) سرياني. گويند ابوالفرج رسالههاي طبي حنين بن اسحاق و غافقي را به سرياني ترجمه كرد، و به ترجمهٴ قانون ابن سينا پرداخت، و شرحهايي بر آثار بقراط، ديوسكوريدس، و جالينوس نوشت. هيچيك از اين آثار به ما نرسيده است، ولي دست كم انتساب برخي از آنها به ابوالفرج مقبول است. وي بزرگترين معلم ملت خويش بود، كه معارف يوناني و عربي را به آنان انتقال داد، و بخش طبي اين معارف از جملهٴ واجبترين آنها بود.
3. يهوديان غربي. در اين زمان، يهوديان سخت سرگرم ترجمهٴ آثار عربي به عبري بودند.
سليمان بن ايوب منظومهٴ طبي ابن سينا را ترجمه كرد. شم طب بن اسحاق دو تا از مهمترين آثار طبي عربي را ترجمه كرد:
التصريف ابوالقاسم زَهْراوي را در 1258، و منصوري رازي را در 1264 (مقارن همين زمان مشلم بن يوناه ترجمهٴ ديگري از آن به عبري كرد). سه سال بعد، ترجمهٴ فصول بقراط را آغاز كرد، شامل شرح پالاديوس بر آن، كه فقط برخي قطعات آن به يوناني در دست است. آثار طبي ديگري را به زبان عربي و به خط عبري استنساخ كرد. زرحيه گراتيان آثار جالينوس و ابن ميمون و دو كتاب اول
قانون ابن سينا را ترجمه كرد. موسي بن تِبّون آثار رازي، حنين بن اسحاق، ابن جزار، ابن سينا، و ابن ميمون؛ ناتان هه ـ مأتي آثار بقراط، جالينوس،